X
تبلیغات
دختران فولادی - تاریخچه ی نام گذاری شهر گرگان:

دختران فولادی

تاریخچه ی نام گذاری شهر گرگان:

 

مردم گرگان مردمی غیور و سرکش هستند.تاریخچه ی نام گذاری این شهر به سال 1207 برمیگردد.زمانی که گروهی از یاغی هابیرون از شهر سکنی گزیده بودند.آنها معبر ورودی بازارچه ی این شهر را زیر سلطه ی خود داشتند.تعداد از این افراد بر اساس روایات 8تا 10 نفر بوده استهمهی این افراد از لحاظ طول آلت و بلندی آن به یکدیگر شبیه بودند و بزرگترین آلت ممکن را دارا بودند.این افراد بسیار شرور و بی قید و شرط بودند.سنگ نوشتهای نشان داده که آنها آنها در سنگ و کلوخ های اطراف خود هم فرو میکردند.هر کدام از این 8نفر محدودهای را برای خود در نظر گرفته بودندو به شکار افراد بازرگان میپرداختند.جاهلان در طول روز تنها کاری که میکردند ماساژ دادن آلت خود با انواع روغن های طبیعی مثل بادام و فندقو....بود .اگر فردی مورد شکار این افراد قرار میگرفت هیچ راه گریزی نداشتو وی را به شدت و سرعت مورد تجاوز قرار میدادندبه طوری که درد آن غیر قابل تصور بود.در چندین مورد افراد مورد شکار واقع شده در زیر این عمل شومدوام نمی آوردندو جان میباختند به هر حال وصف این افراد به گوشهو کنار ایران زمین رسیدو به این دلیل نام این شهر به دلیل وجود این 8 نفر گرگان یعنی 8 گرگ لقب گرفت.در ابتدای شهر سنگ نوشتهای بود که هنوز آثار آن باقی مانده است که این جمله روی آن حک شده است:

{ریسمان به سویت پرتاب خواهد شد}

خاطرات یک گرگ:

.روزی فردی به نام عباسعلی قیصری که اسم آن بعده ها فاش شد برای خریدن کنجاله سویا به بازار گرگان عزیمت کرد .وی در آن سال یک دستگاه پیکان مدل 48 نخودی رنگ داشت .او با اتومبیلش به این شهر سفر میکند با رسیدن به معبر ورودی گرگان چشمش به چشم چند شرور(جاهلان معروف به8 گرگ)میافتد و به سرعت به درون ماشین خود می رود و در ها را قفل میکند و به خیال اینکه گرگ ها نمیتوانند به او دسترسی پیدا کنند از پشت شیشه ی اتومبیل انگشت میانی خود را به نشانه ی fuck به گرگ ها حواله میدهداما یکی از گرگ ها با دیدن این صحنه به شدت عصبانی میشود و با گرز شیشه ی جلوی ماشین را خرد میکند و با دست دیگر عباسعلی را بیرون میکشد به طرز فجیه و تحقیر آمیز کش تمبان او را آتش میزند.در این حین عباسعلی پا به فرار میگذارد اما یکی از گرگ ها که ریسمان انداز ماهری بوده است وی را به سرعت به چنگ میآورد و گرگ ها برای اولین بار دست به یک همکاری میزنند و به صورت فلاکت باری او را مورد تجاوز قرار میدهند برل اساس آثار سنگنوشته ها و فسیل های مکشوفه آلت این افراد در حدود 40 تا 50 سانتی متر بوده است.این افراد رحم نداشته و با بررسی کردن" نقطه ی داغی"{آخرین آثار فرورفتگی آلت در پیزی} روی استخوان آنها متوجه شدند که آلت خود را تا قسمت آخر یعنی 52 سانتی متری به درون مخرج فرو میکردند.به طوری اشک مفعول بر روی صورتش غلطان میشد.

با این حال این جاهلان آلت خود را در طول روز بار ها ماساژ میدادند و از این کار لذت میبردند.آنها لخت و عریان روی شن ها میخوابیدند و شب هنگام به غار میرفتند و صبح با یک قوطی روغن از غار خارج میشدند.

تقابل اکبر رکتال با گرگ ها:

یکی از روز های سرد پاییزی که اکبر با پراید ش برگ های پاییزی را به آسمان روانه میکرد به سرعت به سمت یکی از روستا های گرگان برای زایمان یک گاو سخت زا به راه افتاد که در میان راه با یکی از گرگ ها رو به رو شد ابتدا اکبر مشاهده کرد که گرگ جاده را با شاخه های درخت مسدود کرده.گرگ برای او بوق زد اما بوق بر وی کار ساز واقع نشدچرا که گرگ پیر به سرعت به طرفف اکبر دوید و یک گونی بر سر وی کشید و او را به غار برداکبر بار ها خود را یک دامپزشک قابل معرفی نمد اما گرگ که از فرهنگ بویی نبرده بود همچنان آلت خود را در کنار آتش با روغن فندق در جلو درب ورودی غار ماساژ میداد و تنها در جوان گفته های او میگفت: بخواب ...ببند دهان کثیفت را....راه فراری نیست.تقلا نکن .

گرگ پیر آلت داغ خود را در شیار پر موی اکبر گذاشت و طوری فشار داد که نفس در دل اکبر پیچید و از هوش رفت .

وقتی به هوش آمد احساس کرد که کسی عل رکتار را روی او انجام داده است.به سرعت با پای برهنه خود را به اتومبیلش رساندو با زرنگی خاصی از دست گرگ ها فرار کرد نا گهان در آینه ی اتومبیلش گرگ تنومندی را دید که بر روی صندلی عقب نشسته و به او ذل میزند اکبر دنده عقب گرفت و به غاری که محدوده ی کاری آن گرگ بود روانه شد پیاده شد و سر خود را در گونی کرد و یک دبه 4 لیتری روغن هم به گرگ هدیه داد .خوابید حرفی نزد و تقلایی هم نکرد.

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت16:55توسط آجی |